![]() |
![]() |
|
| شاید فردایی نباشد... |
|
به نام نامي حاكم
چترها را بايد بست زير باران بايد رفت.... دوستان را زير باران بايد ديد
می خواهم کمی از فضای شعر دور شوم
اين دل غمزده چنديست كه زنداني نيست
چشم من منتظر روز پشيماني نيست
من به بي حاصلي مزرعه عادت دارم
اسمان دلم عمريست كه باراني نيست
نه دگر در خم گيسوي تو نه در دل من
خبري از غم و اندوه پريشاني نيست
چند ساليست كه در شهر پر از رخوت ما
كوچه در حسرت جشن است وچراغاني نيست
باز نام من وتو ورد زبان همه شد
عشق آن وسوسه و حسرت پنهاني نيست
.................................................................................................. تقدیم به دارا وسارا:
یک عمر در اندیشه ی فردا اما
خوشبخت ترین آدم دنیا اما
یک قلب شکست خورده با خود میگفت:
دارا که نمی رسد به سارا اما...
......................................................................................... از تهمت بی جا و ریا دردی نیست
در سوز زمستان به خدا سردی نیست
درباره ی این کار کمی فکر کنید
هر چند که در شهر شما مردی نیست
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 16:2 توسط محمد امين حسيني+تو |
|
|
به نام نامی حاکم
سلام دوستان عزیز!!! در این پست از جناب آقایان محمد حسن نعمتی-سهند ابراهیمی ومحسن رضوی وکلیه دوستانی که مرا راهنمایی می کنندکمال تشکر را می کنم وامیدوارم که بتوانم خوبی های آنها راجواب دهم باور کنید پاچه خوارینیست
تقدیم به مهربانی که:
در تک تک بیت های من جا دارد
آن کس که همیشه یاد بابا دارد
می گفت:که از طرز نگاهش خواندم!
این رودبزرگ شوق دریا دارد
.............................................................
در شوکت چشمان شما سوخته ام
عمریست که یک آتش افروخته ام
من با چه امیدی دلم آرام شود
این لذت مرگ است که آموخته ام .............................................................. بنویس دلش از عشق سیر است امین
بایک دل خسته گوشه گیر است امین
(عاشق نشدی وگرنه میفهمیدی)*
این شهر شبیه ضمحریر است امین
* از میلاد عرفان پور ............................................................ تقدیم به آنکه از دوازده شهر شهادت گذشت و به او گفتند چندی صبر کن!!!
تفسیر تمام سرفه ها باش ببین
دلخسته و بی چون و چرا باش ببین
این زندگی سخت چه لذت دارد!!!
یک روز تو هم بدون پا باش ببین
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 10:19 توسط محمد امين حسيني+تو |
|
|
به نام حضرت دوست
سلام حضرت دریا چقدر دلتنگی!!!
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند وندر ان ظلمت شب اب حیاتم دادند .... همت حافظ و انفاس سحر خیزان بود که زبند غم ایام نجاتم داند
سلامی به گرمی عشق به سردی زمستان وبه زیبایی خدا به شما مخاطبان دو فنجان مکث از شما خواهش می کنم شعر هایم را نقد کنید وبه هر کدام از ۱۰۰ نمره ای بدهید
با رکعتی از نماز مغرور شدیم کم کم به همین بهانه ها کور شدیم در زیر فشار زندگی با سرعت ماییم که از خدای خود دور شدیم
می خواست که بانوی دلش تک باشد تصمیم بگیرد بری از شک باشد اما چه کند حس عجیبی می گفت: بگذار عروسیش مبارک باشد
از تهمت بی جا وریا دردی هست در شعله ی اتش به خدا سردی هست درباره ی این کار کمی فکر کنید اصلا که نه انگار .. خدا مردی هست!!!
نقد یادتون نره
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 20:40 توسط محمد امين حسيني+تو |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
به نام نامي حاكم
دستور اعدام سيد محمد امين حسيني متولد 13/5/1369 اهل ارسنجان دانشجوي رشته ي عمران در دانشگاه شهيد باهنر شيراز صادر شد ولي هيچگاه سر بي گناهي به طناب دار نمي رسد تبرئه شدم ... كلاغ را خواب كن بهار خودش خواهد امد فقط يادت باشد عروسي كه شد عروسكها را دعا كن |
| حلقه ی مهر |
|
محمد حسین نعمتی سهند ابراهیمی زهرا رئیس السادات محمد حسین منوچهری بشیر جاویدی محمد امین حسینی علیرضا اتشی پیوند روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
| دوستان |
|
|